دید کنتراستی
چند شب پیش امین زندگانی در برنامه گفتگوی تنهایی حرف جالبی زد که به دلم نشست. ما آدم ها دچار دید کنتراستی شدیم! یعنی یا می بینیم یا نمی بینیم، یا دیده می شویم و یا دیده نمی شویم. این دیدن و ندیدن فقط شامل گل درشت های زندگی دور و برمان می شود. به این باور رسیده ایم که برای دیده شدن باید حتماً متراژ خانه مان بالا باشد، باید ماشین مان آخرین مدل باشد، باید لباس مان از معروفترین و گران ترین مارک ها باشد، باید ساعت مچی مان هم از گران ترین مارک ها باشد و همینطور بگیرید تا مابقی ابزارهایی که شده ملاک دیده شدن مان. دیگر زندگی های خالی از این ترین ها در دایره توجه آدمهای دور و برمان قرار نمی گیرند. ما آدمها برای دیده شدن حتماً باید صاحب بزرگترین ها، گران ترین ها، معروف ترین ها و خیلی ترین های دیگر باشیم و همین ترین ها هستند که ارزش های واقعی و قابل ستایش آدمهای دور و برمان را پوشانده اند. بد نیست خودمان را مروری بکنیم و ببینیم آیا ما هم دید کنتراستی نسبت به زندگی آدمهای دور و برمان داریم و یا چقدر دچار دید کنتراستی دیگران نسبت به خودمان شدیم.