دید کنتراستی

چند شب پیش امین زندگانی در برنامه گفتگوی تنهایی حرف جالبی زد که به دلم نشست. ما آدم ها دچار دید کنتراستی شدیم! یعنی یا می بینیم یا نمی بینیم، یا دیده می شویم و یا دیده نمی شویم. این دیدن و ندیدن فقط شامل گل درشت های زندگی دور و برمان می شود. به این باور رسیده ایم که برای دیده شدن باید حتماً متراژ خانه مان بالا باشد، باید ماشین مان آخرین مدل باشد، باید لباس مان از معروفترین و گران ترین مارک ها باشد، باید ساعت مچی مان هم از گران ترین مارک ها باشد و همینطور بگیرید تا مابقی ابزارهایی که شده ملاک دیده شدن مان. دیگر زندگی های خالی از این ترین ها در دایره توجه آدمهای دور و برمان قرار نمی گیرند. ما آدمها برای دیده شدن حتماً باید صاحب بزرگترین ها، گران ترین ها، معروف ترین ها و خیلی ترین های دیگر باشیم و همین ترین ها هستند که ارزش های واقعی و قابل ستایش آدمهای دور و برمان را پوشانده اند. بد نیست خودمان را مروری بکنیم و ببینیم آیا ما هم دید کنتراستی نسبت به زندگی آدمهای دور و برمان داریم و یا چقدر دچار دید کنتراستی دیگران نسبت به خودمان شدیم.

روزهای سی ساعته

خیلی خوب می شد اگر روزها به جای بیست و چهار ساعت، سی ساعت می بود. این روزها بیشتر از هر موقع دیگری نیاز به روزهای سی ساعته دارم. پایان هر روز قبل از خواب، وقتی کارهایی که روز گذشته برنامه ریزی کرده بودم برای انجام دادنشان مرور می کنم، می بینم که بعضی هایشان به روز بعد یا وقتی دیگر موکول شده اند و دلیل مشترک همه آنها این بوده است که در آن روز وقت کم آورده بودم یا برنامه سنگینی برای خودم چیده بودم. نگرانم از اینکه روزهای برنامه ریزی شده همچنان سپری شوند و از لذت انجام کارهای بدون برنامه ریزی و فوق برنامه بهره ای نبرم! دوست دارم هر روز علاوه بر انجام فعالیت های متداول روزانه و همچنین کارهایی که به عنوان مسوولیت کاری به عهده ام است، چند ساعتی کتاب هم بخوانم، فیلم هم ببینم، موسیقی مورد علاقه ام را هم بشنوم، ، چند دقیقه ای در یکی از خیابان های شهر قدم بزنم با دوستانم قرار ملاقاتی بگذارم، چند ساعتی در کنار پدر و مادرم بنشینم و ازشان بخواهم برایم حرف بزنند و من لذت ببرم، سری به مادربزرگ و سایر بستگان بزنم، برای چند دقیقه هم که شده جلوی گنبد حرم بایستم و خیلی کارهای دیگر که تکرار هر روز آنها نه تنها برایم خسته کننده نیست بلکه لذتشان را چند برابر هم می کند، اما فکر می کنم در این روزها برای انجام دادنشان نیاز به برنامه ریزی ماهانه است نه روزانه. حالا در نطر بگیرید خیلی کارهای دیگر هم بخواهم انجام دهم که برای انجام دادنشان بایستی عزم سفر هم بکنم، آن موقع دیگر فکر نمی کنم حتی روزهای سی ساعته هم کافی باشند.

کارهای کوچک دلنشین

بعضی آدمها هستند که با کارهای کوچک..... آدمهایی که وقتی در خیابان در حال قدم زدن هستند، دستی را که برای تراکت دادن جلوشان دراز شد، رد نمی کنند، هر چه باشد با لبخند می گیرند و یادشان نمی رود که همیشه چند متر جلوتر سطلی است، سطل هم نبود کاغذ را می شود تا کرد و گذاشت توی کیف. آدمهایی که در اتوبوس یا مترو، وقتی تصادفی چشم در چشم آنها می شوی، دستپاچه رو برنمی گردانند، لبخند می زنند و هنوز نگاهت می کنند. آدمهایی که همیشه موقع دست دادن برای خداحافظی، در آن لحظه قبل از رها کردن دست، با نوک انگشتهایشان به دست هات یک فشار کوچک می دهند. آدمهایی که بدون مناسبت کادو می خرند و به آنهایی که دوستشان دارند با تمام وجود تقدیم می کنند. همین آدمها هستند که با همین کارهای کوچکشان دنیا را جای بهتری می کنند برای زندگی. من و تو هم خیلی ساده و راحت می توانیم از این دسته آدمها باشیم که زندگی مان را دلنشین تر و حضورمان را اثرگذارتر کنیم، فقط باید برایمان این حضور موثر و این زندگی دلنشین دلیل بودن شود و دغدغه ذهن.

زنده باد اعتماد به نفس

به نظر من ماه رمضان و روزه داری در کنار همه فضیلت هایی که دارد، بهترین تمرین برای خودسازی، افزایش اعتماد به نفس و تقویت اراده است. قطعاً تصور اینکه گرمترین ساعات گرمترین ماه گرمترین فصل سال را بدون نوشیدن آب سپری کنی مشکل است اما الان خیلی از ما داریم این تصور را به حقیقتی تبدیل می کنیم که فقط نشان دهنده و تقویت کننده اراده ای است که در خودمان دیده ایم. بعد از گذشت این یک ماه، یادآوری گذراندن تک تک روزهای آن می تواند چنان اعتماد به نفسی به ما بدهد که آن را نه در کتابهای رنگارنگ قورباغه ای و پنیری می توان پیدا کرد و نه در بزرگترین گردهمایی های روان شناسی و خودسازی. من و تویی که توانسته ایم در شرایطی سخت و با اختیار خودمان روزه داری کنیم، آدمهای بزرگی هستیم، باور کن. اراده های کوچک، نداشتن اعتماد به نفس و عدم خودسازی بعضی از آدم های دور و برمان نمی گذارد تا آنها لیاقت انجام روزه داری را کسب کنند و کمی به ساختن درون خودشان برسند. چقدر افتخار می کنم به دوستان و اطرافیانم که در کنار همه این سختی های روزه داری در این ماه، علاوه بر روزه داری مشغول به کار و فعالیت هم هستند. خدا قوت دوستان دارای اعتماد به نفس بالا و اراده های قوی.