نسخه ای برای محبوبیت
آقای عطاران عزیز، باز هم گل کاشتید. باز هم اثبات کردید که محبوب هستید و آدم های دور و برتان را خوب می شناسید. وقتی دیدم و شنیدم که در بین مردم جنوب تهران حضور پیدا کردید، با آنها قدم زدید، عکس یادگاری گرفتید و به آنها از پیرزن و پیرمرد و دختر و پسر، شاخه گل هدیه می دادید، بار دیگر ایمان آوردم که هنوز آدم هایی هستند که دلشان برای مردمشان می تپد و آنها را صادقانه دوست دارند. بار دیگر به خیلی ها فهماندید که محبوبیت را با زور و سیاست پیشگی و فضاسازی نمی توان بدست آورد. افکار عمومی تصمیمات خاص خود را می گیرد. مجموعه این اتفاقات حول حضور شما در میان مردم جنوب تهران بار دیگر یادآوری می کند که رونق یا رکود سینما، نه با بخشنامه های مدیریتی امکان پذیر است و نه با فشارهای غیرطبیعی و بیرونی برخی گروه ها به مدیریت و بدنه سینما. موفقیت در گیشه ارتباط مستقیمی با محبوبیت ستاره ها و ارتباط صادقانه با تماشاگران و کیفیت فیلم دارد.
یک سوال: این صاحبنظران مهاجم و منتقد نسبت به سینمای فعلی ایران، چقدر از فضای فرهنگی مردم کوچه و بازار و خواسته هایشان خبر دارند؟ نکند به همان سندرومی دچار شده اند که سال ها روشنفکران ایرانی را به مبتلاشدن به آن متهم می کردند و به خاطر رفت و آمد در میان محافل ویژه خود تلقی درستی از مردم کوچه و بازار ندارند؟
و آقای عطاران عزیز، نیامدنت به برنامه هفت در شبی که قرار بود ساخته ی خودت نقد شود را نیز احترام می گذارم و می دانم که نیامدی چون شرط آمدنت انتقاد و گفتن درد دل هایت بود که گفتند نمی گذارند بگویی و این هفت دیگر نجات دهنده نیست!