هولوکاست به روایت Public
در محل کارم، فایلی بر روی سیستمهای بچه های مهندسی وجود دارد به نام Public و معنی آن این است که هر فایلی که دوست دارید دیگران را در دیدن یا خواندن آن شریک کنید، در این قسمت قرار دهید. اتفاقات جالب و البته منحصر به فردی در این فایل Public می افتد. از نوع جبهه گیری های بچه ها نسبت به مسائل روز گرفته تا تصاویری که بعضی اوقات با مرور آنها – البته با اجازه آقای رییس!- کمی رفع خستگی می شود. چند روز پیش مطلبی در مورد هولوکاست در این فایل بود که کلی برای خودش در همان فضای Public سر و صدا به راه انداخت. چند روز بعد از قرار گرفتن این مطلب بود که سر و کله جوابیه هایی در واکنش نسبت به این مطلب در فایل Public پیدا شد. بعضی از این جوابیه ها در دفاع از مطلب درج شده و بعضی در سرکوب آن مطلب نوشته شده بود. نمی خواهم در مورد هولوکاست مطلبی را بگویم یا در مورد جوابیه بچه ها؛ چیزی را که این وسط خیلی دوست دارم و از آن خوشم آمد این بود که همکاران و مهندسین دور و برم که چند ساعت از روزم را در کنار آنها سپری می کنم آدمهای بی تفاوتی نیستند. از آن دسته آدمهایی نیستند که اگر بزرگترین اتفاقی که ممکن است برای دنیا بیقتد، بیفتد هم(!) نسبت به آن بی تفاوت باشند و اصلاً انگار نه انگار. این ابراز عقیده کردن و دفاع از اعتقادات خود را چه درست و چه غلط، خیلی می پسندم. اینکه برای اعتقادات خودت ارزش قائل باشی و از آنها دفاع کنی و نسبت به اتفاقاتی که آن اعتقادات را دستخوش نقد قرار می دهند بی تفاوت نباشی، به اعتقاد من(!) با ارزش است.